X
تبلیغات
خاله زهرا

خاله زهرا

هفت چیز که خداوند در مورد آنها از تو سوال نمی کند

۱- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو خواهد پرسید که چند نفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی ؟

۲- خداوند از تو نخواهد پرسید زیر بنای خانه ات چند متر بود، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی ؟
۳- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباسهایی در کمد داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی ؟
۴- خداوند از تو نخواهد پرسید بالا ترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزوار گرفتن آن بوده ای ؟
۵- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان ومقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد پرسیدآیا آن را به بهترین نحو انجام دادی ؟
۶- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی ؟
۷- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی ؟ 
ماهنامه موفقیت

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آذر1387ساعت 15:0  توسط خاله زهرا  | 

وجدان

غزالی در "احیاء العلوم "می نویسد :آقایی به طرف حسابش نوشت که نی های شکر را سرما زده است .از این جهت امسال زمینه برای خرید شکر فراوان است و یقین داشته باش که شکر گران میشود .این نامه به دست این تاجر رسید .افتاد در بازار ، شکر فراوانی خرید وانبارش را پر کرد . خوشحال شد که امسال سود فراوانی نصیبش میشود .

شب وقتی که ازبازار وسر وصدای دنیا فارغ شد ،عاطفه وایمان قلبی او ،وجدان او،وجدانی که از یقین او از اسلام او پیدا شده بود، بنا کرد این آقا را ملامت کردن.گفت :دیدی چه کردی؟مردم را گول زدی .گول نزده بود، شکر به نرخ روزخریده بود .اما زمینه این خرید این بوده است که شکر سال آینده گران میشود .

این آقا تا صبح خوابش نبرد.اول اذان صبح در نماز جماعت به افرادی که شکر از آنها خریده بود ، ماجرا را گفت و تا اول آفتاب به در خانهُ بقیه هم رفت .همه آنها گفتند که راضی هستیم و معامله را به هم نمیزنیم .قدری راحت شد .

غزالی می گوید:شب دوم هم ضربات وجدان باز نگذاشت که او بخوابد .

روایت است که پیامبر گرامی اسلام (ص)می فرماید :اگر مسلمانی مسلمانی را گول بزند ، اصلا مسلمان نیست .پیامبر از بازار مدینه رد میشدنددیدند کسی میوه یا چیز دیگری میفروشد که خیلی عالی است دست بردند زیرش دیدند خراب است .گفتند :این کار تو خیانت است .گول زدن سر مسلمانهاست .

بالاخره آن آقای تاجر که شکر ها را خریده بود ،فردا صبح به بازار آمد وبه التماس شکرها را پس داد و رفت منزل.شب سوم خواب خوبی رفت و گفت : الحمد الله رب العالمین ما تونستیم دین خودمون رو حفظ کنیم ولو اینکه سود زیادی از دستمان رفت .

به این میگویند ایمان قلبی و عاطفی .


فکرش را بکنید اگر اگر تمام کاسبهای مسلمون نه فقط تاجر های ایران نه فقط مغازه دارهای تهران وجدان و ایمان قلبی وعاطفی داشتند آنوقت اقتصاد ما بیمار میشد ؟آنوقت تورم اینقدر بیداد میکرد ؟برنج که غذای اصلی مردم ماست این قیمت میشد ؟

مشکل اینه که ما میخواهیم دیگران بیان مشکل ما را حل کنند با وجود اینکه ... .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 11:6  توسط خاله زهرا  | 

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود

 

 مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود

 

مراقب رفتارت باش که عادتت می شود

 

مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود

 

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 16:0  توسط خاله زهرا  | 

امان از دل زینب

 شهادت سید الساجدین امام زین العابدین را بر همه دوستداران آن حضرت تسلیت میگویم

يكي از دوستان پرسيده بودند : با كدام‏يك از شهدا يا حماسه سازان عاشورايي انس و الفت بيشتري داريد؟ به كدام ‏يك ارادت بيشتري مي‏ورزيد؟ راحت بگويم با كدام‏شان بيشتر حال و عشق‏بازي مي‏كنيد؟ كدام‏ يك بيشتر اشك‏تان را در مي‏آورند؟

در مورد عاشورا و عاشوراييان نوشتن ،كار راحتي نيست .دوست داشتم از جمله افرادي بودم كه نگارش زيبايي دارند تا بتونم تا حدودي حق مطلب رو ادا كنم .

هر كدام از عاشوراييان دنيايي دارند .از هر طبقه و گروهي بينشون پيدا ميشه .در همين نكته درسهاي زيادي براي ما هست .هر كسي به گونه اي فداكاري ميكند .در اين بين مصيبتهاي وارده بر خانم رباب (مادر علي اصغر(عليه السلام)) دلم رو خيلي به درد مياره .زني كه عاشق شوهرش بوده .مادر بوده .مادر دو كودكي كه هر دو در اين واقعه به نداي پدرشان لبيك ميگويند .

از بزرگان دينم ياد گرفتم كه هركسي كه با ايمان تره صفات خداوند در اون بارزتره .پس صفت مهرباني خدا در بندگان مخلص خدا بيشتره .يعني محبتي كه خانم رباب به شوهرش و فرزندانش داره با محبتي كه امثال من به شوهر و فرزندانمون داريم كلي فرق داره .با اين وجود وقتي با پسرهام در سن و سال نوزادي تو روضه حضرت علي اصغر مي نشستم حال وهواي ديگري داشتم.

غم از دست داشتن رهبرش ، شوهرش وفرزندانش غم بزرگي است ولي بيشتر از هر واقعه اي ،‌هر حادثه اي آنچه بر خانم زينب (سلام الله عليها) گذشته منو به شگفت مياره .نمي تونم آنهمه صبر رو درك كنم .آنهمه مقاومت ،‌استقامت ، بزرگي ،‌ حيا و ... . نمي دونم چقدر اين حرفم درسته ولي به نظر من بار اصلي واقعه عاشورا بر دوش خانم زينب (سلام الله عليها)بوده است .در ميان ما ،هركسي در مقابل مشكلات خيلي صبر و استقامت داشته باشه ميگن صبر ايوب داره ولي صبر زينب كجا و صبر ايوب كجا ؟


در شب عاشورا اباعبدالله برنامه مفصلي دارد.يكي از برنامه ها اين است كه به كمك اصحابشان اسلحه ها را براي فردا آماده ميكنند .خيمه اي به سلاحها اختصاص داشت .ابا عبد الله براي سركشي به آن خيمه آمده بودند .اتفاقا اين خيمه مجاور خيمه امام زين العابدين (عليه السلام) است .امام سجاد (عليه السلام) راوي اين حديثند : عمه ام زينب مشغول پرستاري بود .پدرم آمده بود در چادر اسلحه و نگاه ميكرد  ببيند اين مرد اسلحه ساز چه ميكند من يكوقت ديدم پدرم با خودش شعري را زمزمه ميكند .دو سه بار هم تكرار كرد :(ترجمه فارسي را فقط مينويسم)
اي روزگار!تو چقدر پستي ! چگونه دوستان را از انسان ميگيري !بله، روزگار چنين است ولي امر به دست روزگار نيست، امر به دست خداست ،ما راضي به رضاي الهي هستيم ما آنچه را مي خواهيم كه خدا براي ما بخواهد .

زين العابدين (عليه السلام) مي گويند : من مي شنوم ،‌عمه ام زينب هم مي شنود .سكوت معني داري بين ما بر قرار شده است .دل مرا عقده گرفته است به خاطر عمه ام زينب نمي گريم .عمه ام زينب نيز دلش پر از عقده است به خاطر اينكه من بيمارم ، نمي گريد .بغضش تركيد .شروع كرد بلند بلند گريستن ناله كردن ، كه اي كاش جهان ويران ميشد و زينب چنين ساعتي را نمي ديد .

با اين حال خود را رساند خدمت ابا عبد الله(عليه السلام).امام آمدند نزد زينب(سلام الله عليها)،‌سر او را به دامن گرفت .اورا نصيحت كرد:خواهر جان ، مراقب باش شيطان تو را بي صبر نكند حلم را از تو نربايد .اينها چيست كه ميگويي ؟چرا روزگار خراب شود ؟مردن حق است .شهادت افتخار است .جدم پيغمبر ازمن بهتر بود ؟پدرم علي ، مادرم زهرا ، يرادرم حسن اينها همه از من بهتر بودند .همه اينها رفتند ، منهم مي روم .تو بايد مواظب باشي بعد از من سرپرستي اين قافله را بكني ، سرپرستي اطفال منرا بكني .

زينب (سلام الله عليها)در حاليكه ميگريست.گفت :برادر جان ، همه اينها درست .ولي هر كدام از اينها كه رفتند، من چند نفر وحداقل يك نفر را داشتم كه دلم به او خوش بود .آخرين كسي كه از ما رفت ، برادرم حسن بود.دل من تنها به تو خوش بود .برادر اگر تو از دست زينب بروي دل زينب در اين دنيا به چه كسي خوش باشد ؟*

اَين الطّالبُ بِدمِ الْمَقتولِ بكربلاء

*از کتاب مقتل مطهر .(روضه های شهید مطهری)

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 17:42  توسط خاله زهرا  | 

مدتها بود كه دلم ميخواست در مورد اشتغال زنان بيرون از منزل مطلبي بنويسم ولي ... تا اينكه در وبلاگ نقطه صفر مطلب به خانه بر ميگرديم رو  خوندم و با خوندن كامنتهاي اون تصميم گرفتم كه اين پست رو بنويسم .نمي خوام از نظر قانوني مذهبي و يا فلسفي به اين مسئله نگاه كنم بلكه تقریبا تجربيه .

من از اونجاييكه يادم مياد هميشه دوست داشتم معلم بشم يعني اين فكر از مادرم به من منتقل شد .چون بعد از به دنيا آمدن من مادرم نتونست به كاري (معلمي) كه خيلي دوست داشت ادامه بده و هميشه منو تشويق ميكرد كه يك روزي معلم بشم .من از تابستان سال اول دبيرستان تو مسجد مربي نقاشي بچه ها شدم .جدا كه كار لذت بخشيه .تا اينكه در دوران دانشجويي تو يك دبستان دخترانه معلم هنر شدم .خيلي خوب بود .به خودم ميباليدم كه تونستم آرزوي مادرم را به انجام برسونم .همون سال ازدواج كردم و گفتم كه ميخوام در آينده معلم باشم و همسرم هم پذيرفت ولي بعد شرايط به من اجازه نداد تا به كارم ادامه بدم و... اينها رو گفتم كه بگم هم خودم مدتي شاغل بودم و هم چقدر علاقه مندم .
با به دنيا آمدن علي عباس اين مسئله به محال نزديك شد .نمي دونيد روحيه من چقدر خراب شد و چقدر زندگي رو براي خودم و خانواده ام تلخ كردم .از اينكه جايي عنوان كنم من خانه دارم ناراحت ميشدم .واقعا كه ... بعد از مدتي كه گذشت و كمي سر عقل آمدم فهميدم كه چقدر اشتباه ميكردم .

الان از كودكي به دخترهاي ما (چه تو خانواده اش و چه در مدرسه) بيشتر از هر چيزي هدفشون رو اشتغال بيرون از منزل تعيين ميكنند .وقتي هدفمون رو از هدف اصليه درست زندگي كردن تغيير ميديم نتيجه خوشايندي نصيبمون نميشه .مثل من ممكن مدتها طول بكشه تا به اين نتيجه برسه كه خدا همه فطرت و خلقت زن رو براي مادري خوب بودن و همسري مهربان بودن آفريده .نه اینکه کار دیگه ای نمیتونه بکنه بلکه این کار براش بهتره .همونطور كه فطرت و خلقت مرد هم با پدر و همسري خوب بودن تكميل ميشه .همه آرامش و آسايش زن در كنار همسر و فرزندش است .و شايد هم كساني باشند كه به اين نتيجه نرسند و هميشه در زندگي احساس شكست كنند .و اين ظلمه به دختراي ما .

بعد از اينكه علي عباس كمي بزرگ شد مدتي در يك مهد قرآن و چند جاي ديگه كار كردم ولي چون فرزندم كوچك بود با مشكل مواجه ميشدم .

همين چند روز پيش بود كه از  آقاي جوادي آملي (خطبه هاي نماز جمعه قم)شنيدم كه مي گفتند : "وقتي مهد كودكها باز بشه از اونطرف هم خانه سالمندان بوجود مياد ".
درست در زمانيكه بچه به آغوش گرم مادر درخانه احتياج داره اونو بي دليل به مهد ميفرستند (براي راحتي مادر ، چون خيلي از مادران خانه دارهم كودكانشون رو مهد ميگذارند)خوب در زماني هم كه والدين به محبت واحترام فرزندانشون بيشتر از هر وقتي احتياج دارند اونها رو از خودشون دور ميكنند . بگذريم ،هم مهد كودكها و هم خانه سالمندان مال زندگيهاي خاصه نه براي هر كسي و تازه نه هر مهد كودكي .


من اين اشتباه را كردم و مدتي علي عباس را بي دليل (البته مثلا دليلهاي موجهي داشتم)به مهد كودك فرستادم ولي ميخوام كه اين اشتباه رو درمورد محمد مهدي تكرار نكنم و الان هم اگه مجبور بشم اونو پيش مادرم و يا مادر شوهرم می گذارم .

الان وقتي به زندگي بعضي از خانمهاي شاغل كه تو فاميل داريم نگاه ميكنم دلم براي كودكانشون ميسوزه .شايد اشتغال زنان با نقش همسري آنها كنار بياد ولي با نقش مادري (حداقل تا زمانيكه فرزندانشون كوچكه)كنار نمياد و بخواد يا نخواد لطماتي داره .

اون خانمهاييكه مجبورند سر كار بروند كه هيچ .جبر زمانه اينو بهشون تحميل كرده .ولي افرادي كه مثل من به خاطر علاقشون دوست دارند بروند سر كار كمي صبر كنند تا بچه هاشون به سن مدرسه برسند و در ساعاتي كه اونها خانه نيستند شما هم به كار دلخواهتون برسيد .

اگر من دختر داشتم  از همون كودكي بهش ياد ميدادم كه سعي كنه همسر و مادر خوبي بشه تا مثل من اينقدر خودشو اذيت نكنه و اگر خواست در كنار اين وظايفه قشنگ به كار دلخواه ديگري بپردازه .

الان جامعه خانواده هارو به مصرف گرايي دعوت ميكنه و از اونجاييكه خوب مرد تنهايي نميتونه از پس اينهمه مخارج بر بياد زن هم وارد بازار كار ميشه .خوب همه زنان و مرداني كه در محيطهاي كار دركنار هم كار ميكنند كه از اخلاق و انديشه درستي برخوردار نيستند كه پس همين باعث فساد ميشه .دختران به خاطر اينكه سابغه كاريشون رو حفظ كنند به خواستگاراني كه با كارشون مخالفند جواب منفي ميدهند و اين يكی از علتهای بالا رفتن سن ازدواج آنهاست كه خودتون بهتر ميدونيد چه طبعاتي داره .حالا اونهاييكه ازدواج كردند بچه دار نميشوند تا بچه مانع كارشون نشه و خوب البته اونهايي كه مادر شدند ميدونند كه این دسته از خانمها زندگي شون رو از چه موهبتي محروم كردند . اونهاييكه بچه دارند خانوادهاي تك فرزند ميسازند .نداشتن خواهر و يا برادر و يا با فاصله سني زياد هم  در تربيت و خلق و خوي بچه بسيار موثره .بگذريم من قرار بود فقط تجربي بگم ولي انگار نشد .
هر خانمي خودش بهتر از هر كسي شرايط زندگيش رو ميدونه . اميدورام زنان ما در مقابل حرف وحديثها مقاومت كنند و همون كاري رو انجام بدهند كه براشون بهتره .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 10:0  توسط خاله زهرا  | 

یا حسین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 14:27  توسط خاله زهرا  | 

حجاب و بهداشت پوست

انجمن سلامت شمال آمریکا در تحقیقات اخیر خود به طور علمی و با آمار ثابت کرد که زنان محجبه کمتر به بیماری های پوستی دچار می شوند .

به گزارش ایونا ،در این تحقیقات که دو گروه از زنان محجبه و غیرمحجبه در آن شرکت داشتند در مرحله اول افرادی با شرایط جسمانی، سنی و مشاغل یکسان انتخاب شدند و به مدت 3 ماه در روزهای مشخص، مورد آزمایش های ويژه قرار گرفتند .

بعد از گذشت سه ماه محققان به این نتیجه رسیدند که افراد محجبه از پوست لطیف تری برخوردارند و علايم هیچ بیماری پوستي در آنها دیده نمی شود در حالی که زنان غیرمحجبه با استفاده از کرم های ضدآفتاب سعی در حفظ سلامتی پوست خود داشتند اما این اقدام در طولانی مدت باعث از بین رفتن پوست آنها شده بود .

بنا به گزارش اسلام انلاين، هنگامی که پوست زنان غیرمحجبه به طور کامل از اثر این کرم ها پاک می شد، چین و چروک ها و لک های فراوانی در پوست آنها به چشم می خورد .

محققان اعلام كردند: از آنجا كه پوست زنان مسلمان کمتر در معرض پرتوهای فرابنفش خورشيد قرار دارد از سلامت بیشتری برخوردار است .

با خوندن این مطلب  از اینجا خوشحال شدم .از اینکه یکی دیگه از فواید حجاب رو فهمیدم .چون مثلا یکی از اقواممون برای ریزش موهاش رفته بود پیش دکتر و اون هم بهش گفته بود که حجاب در ریزش موهاش تاثیر داره و یک سری دستور  عمل داده بود    حالا همه ما میدونستیم ریزش موهاش ارثیه ها .اینهمه تو فامیل دخترای محجبه تر از اون هست که هیچکدوم ریزش مو ندارند .حالا این دکتر چطور به این نتیجه رسیده من نمیدونم .از دست بعضی از دکترها با این تشخیص هاشون .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 آذر1386ساعت 10:4  توسط خاله زهرا  | 

تاثیر نماز بر شادابی جسم و روح

پیامبر اكرم (ص) می فرماید:

" مؤمن ، شوخ و لبخند بر دهان است و منافق بد خلق و گره بر ابرو."

امروزه ضرب المثل ایرانی "خنده بر هر درد بی درمان دواست " مصداق كاملاً علمی پیدا كرده است.

دانش پزشكی در قرن حاضر به وضوح می داند، اشخاصی كه اصطلاحاً یك لب و هزار خنده گفته می شوند، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نیز قهرند و نسبت به زندگی بد بین و عبوس هستند، بسیار كمتر دچار بیماری های جسمی و روانی می شوند.

به این ترتیب هر عاملی كه شادابی را به انسان هدیه كند، در واقع به سلامتی جسم و روان او كمك كرده است. اما نكته بسیار مهمی كه دانش طب به بشر آموخته است، این مطلب است كه شادابی و افسردگی انسان پیش از آنكه تحت كنترل و اراده او باشد، زیر فرمان تغییرات مواد شیمیایی در سلسله اعصاب مركزی انسان است.

از جمله این مواد شیمیایی " دوپامین " را می توان نام برد که افزایش آن در بدن سبب می شود، انسان بدون اراده دچار ناراحتی گردد و كاهش این ماده نیز سبب شادی غیر ارادی انسان خواهد شد.

به عنوان مثال، عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی، كه حالت شدید آن به عنوان ملانكولی یا همان مالیخولیا ( افسردگی درون زاد صبحگاهی) شناخته می شود، در اثر تغییرات و كم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می پیوندد.

از دیگر مواد شیمیایی داخل بدن كه به طور غیر ارادی سبب شادی انسان می شود و به او شعف و نشئه بی نظیر می بخشد ، ماده ای به نام “ كورتیزول " است كه میزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهی به شدت افزایش می یابد و در صورت بیدار بودن انسان در این ساعات، لذت و شعف سرمست كننده ای به او دست می دهد كه بی شك بر زندگی او در تمام طول روز تأثیر گذار است.

افزایش كورتیزول در ساعات اول صبح و ارتباط آن با سرخوشی صبحگاهی كه امروزه از مسلمات پزشكی است، در واقع توجیه قابل توجهی است بر همه مضامینی كه در فرهنگ و ادب و عرفان پیرامون "اسرار سحر" معرفی می شوند.

در اشعار خواجه شیرین سخن شیراز، حضرت حافظ، موارد بسیاری را می توان یافت که نشان می دهد به سرخوشی و شادابی سحرگاهی و تأثیر آن در زندگی انسان توجه شده است.

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

ضرب المثل ایرانی مشهور كه منسوب به بزرگمهر می باشد، یعنی: "سحر خیز باش تا كامروا باشی" نیز اشاراتی نغز به تأثیر بیداری صبحگاهی بر زندگی شادكامانه و سعادت آمیز دارد.

به این ترتیب واضح است، امر واجب نماز صبح با ارزانی داشتن بیداری صبحگاهی به انسان، تقدیم كننده شادابی به جسم و روان او می باشد و یك نتیجه مهم این شادابی، سلامت جسم و روان خواهد بود .    

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم

منبع:تبيان

اينم بخونيد بد نيست .

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 11:43  توسط خاله زهرا  |